هوش مصنوعی نویسنده نصف محتوای اینترنت به گزارش گروه هوش مصنوعی، بیشتر از نیمی از مقالات جدید در اینترنت توسط هوش مصنوعی نوشته می شوند و یکی از دغدغه های بزرگ بوجود آمده این است که آیا نوشته های انسانی در راه انقراض قرار دارند؟ غزال زیاری: اینروزها و با پیشرفت سریع تکنولوژی این طور چنین پیداست که مرز بین نویسندگی انسان و ماشین درحال محو شدن است. کار به جایی کشیده که تشخیص این که آیا فلان متن ازطریق یک شخص نوشته شده یا هوش مصنوعی، حالا دیگر کار واقعا سختی است.شاید این به نحوی، یک نقطه عطف به نظر برسد. در این راستا شرکت بازاریابی دیجیتال گرافیتی اخیراً مطالعه ای را منتشر نموده که نشان میدهد بیشتر از ۵۰٪ از مقالات پخش شده در وب سایت ها توسط هوش مصنوعی تولید می شوند.وقتی در اینترنت چیزی را می خوانید که احیانا توسط هوش مصنوعی نوشته شده و نه یک انسان، شاید برایتان این ابهام به وجود بیاید که منسوخ شدن نوشته های انسانی دیر یا زود دارد ولی سوخت وسوز ندارد؛ یا این که این هم یک توسعه تکنولوژیکی دیگر است که درنهایت انسان ها خودشان را با آن وفق خواهند داد.بحث همه چیز یا هیچ چیز نیست رح چنین سؤالی، یادآور مقاله "آخرالزمانی و یکپارچه" نوشته اومبرتو اکو در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی است که بعدها بخشهایی از آن در مجموعه مقالاتی با عنوان "آخرالزمان به تعویق افتاده" گنجانده شد.در آن مقاله، اکو از دو نگرش نسبت به رسانه های جمعی صحبت می کند. دسته اول "آخرالزمانی ها" هستند که از انحطاط فرهنگی و سقوط اخلاقی می ترسند و دسته دوم "یکپارچه ها" که از فناوری های رسانه ای جدید بعنوان یک نیروی دموکراتیک کننده فرهنگ حمایت می کنند.در آن زمان، اکو درباره ی گسترش تلویزیون و رادیو صحبت می کرد و امروز، واکنش های مشابهی را نسبت به هوش مصنوعی شاهد می باشیم. اکو در آن مقاله استدلال کرده بود که هر دو موضع بیش ازحد افراطی هستند: «این اصلاً مفید نیست که رسانه های جدید را صفر یا صد، یعنی یا به منزله یک تهدید وحشتناک و یا یک معجزه ببینیم.»او در عوض خواننده ها را تشویق کرد تا دقت کنند که مردم و جوامع چه طور از این ابزارهای جدید استفاده می کنند؛ با سودجستن از آنها چه خطرات و فرصت هایی ایجاد می شود و چه طور ساختارهای قدرت را شکل می دهند و حتی گاهی موجب تقویت آنها می شوند.در پائیز سال ۲۰۲۴ و در بحبوحه انتخابات آمریکا هم تعدادی از پژوهشگران و رسانه ها دائما درباره ی وقوع قریب الوقوع "آخرالزمان دیپ فیک"هشدار می دادند و نگران آن بودند که شاید از دیپ فیک ها برای تقلید از شخصیت های سیاسی مهم و ترویج اطلاعات نادرست هدفمند استفاده شود: اگر در آستانه انتخابات، از هوش مصنوعی مولد برای تقلید صدای یک نامزد برای تماس خودکار با رأی دهندگان و تشویق آنها به ماندن در خانه استفاده شود، چه؟این ترس ها چندان هم بی اساس نبودند: تحقیقات حکایت از آن دارد که مردم در شناسایی دیپ فیک ها خوب نیستند و حتی توانایی خودشان را در تشخیص اطلاعات فیک دست بالا هم می گیرند. بااین وجود درنهایت آخرالزمان به تعویق افتاد.تحلیل های انجام شده بعد از انتخابات نشان داد که گرچه شاید دیپ فیک ها برخی روندهای سیاسی جاری، مثل فرسایش اعتماد و قطبی شدن را شدت بخشیده اند، اما هیچ مدرکی وجود ندارد که بر نتیجه غائی انتخابات تاثیر گذاشته باشند. هوش مصنوعی در چه عرصه هایی می تازدالبته جنس ترس هایی که هوش مصنوعی برای حامیان دموکراسی ایجاد کرد از جنس ترسی که برای نویسنده ها و هنرمندان بوجود آمده، نیست. نگرانی اصلی هنرمندان و نویسنده ها درباره ی نویسندگی است: انسان چه طور باید با سیستمی که با میلیونها صدا آموزش دیده و می تواند متون را با سرعت فوق العاده ای تولید نماید، به رقابت بپردازد؟ و اگر این به یک هنجار تبدیل گردد، چه تاثیری بر کار خلاقانه خواهد گذاشت؟اینجاست که باید درباره ی مفهوم "محتوای آنلاین" شفاف سازی کنیم؛ عبارتی که در مطالعه گرافیتی از آن استفاده شده و بیشتر از شصت و پنج هزار مقاله تصادفی با حداقل ۱۰۰ کلمه در وب را تجزیه وتحلیل کرده است. این محتوا می تواند شامل هر چیزی از تحقیقات داوری شده تا تبلیغات برای مکمل های معجزه آسا باشد.بررسی دقیق تر مطالعه انجام شده توسط گرافیتی نشان میدهد که مقاله های تولیدشده توسط هوش مصنوعی به طور معمول شامل متونی برای علاقه عمومی هستند: اخبار فوری، راهنماهای "چگونه"، پست های سبک زندگی، نقدها و توضیحات محصول که هدف اصلی اقتصادی این محتواها، بیشتر متقاعد کردن خواننده ها یا اطلاع رسانی است و نه بیان اصالت یا خلاقیت.یعنی این طور چنین پیداست که هوش مصنوعی وقتی بیشترین کاربرد را دارد که نوشته موردنظر کم اهمیت و فرمول محور باشد؛ مثلاً برای سوژه هایی مثل فهرست کوتاه جاهای دیدنی برای تعطیلات آخر هفته در رم، نمونه یک نامه استاندارد یا متنی که برای بازاریابی یک کسب وکار تولید می شود.تا پیش ازاین اقشاری مثل نویسنده ها و مترجمان، چنین محتواهایی را در قالب پست های وبلاگ، مطالب آموزشی، متن های بهینه سازی موتورهای جستجو و متن شبکه های اجتماعی تولید می کردند و حالا و در وضعیت فعلی پذیرش سریع مدلهای زبان بزرگ (LLMs) جایگزین این دسته از افراد شده است. همکاری با هوش مصنوعیدر مطالعه گرافیتی به نکته جالب توجهی هم اشاره شده: مسئله اصالت؛ نه فقط برای شناسایی این که چه کسی یا چه چیزی یک متن را ساخته، بلکه در درک ارزشی که انسان ها برای فعالیت خلاقانه قائل هستند.چطور میتوان یک مقاله نوشته شده توسط انسان را از یک مقاله تولیدشده توسط ماشین تشخیص داد؟ و آیا این قابلیت اصلاً مهم است؟احتمالاً با گذر زمان، این مسئله کم اهمیت تر خواهد شد؛ مخصوصاً که نوشته های بیشتری بوسیله تعامل بین انسان و هوش مصنوعی تولید می شوند؛ یعنی ممکنست یک نویسنده مطلبی را پیشنویس کرده و در ادامه به هوش مصنوعی اجازه بدهد تا مطلب را بسط و گسترش داده و درنهایت خروجی را بصورت متن غائی عرضه کند.درعین حال باید این را هم درنظر داشت که هوش مصنوعی، بطورکامل مصنوعی هم نیست؛ چون که بر مبنای مواد ساخته شده توسط انسان ها آموزش دیده است. شاید بهتر باشد این را هم به یاد بیاوریم که حتی پیش از هوش مصنوعی هم نوشته های انسانی، بطور کامل انسانی نبودند. هر فناوری، از پوست و قلم و کاغذ تا ماشین تحریر و کامپیوتر و حالا هم هوش مصنوعی، هرکدام به نحوی در نحوه نوشتن مردم و نحوه درک خوانندگان تاثیر گذار بوده و هست.نکته مهم بعدی هم اینست که مجموعه داده هایی که مدلهای هوش مصنوعی طبق آنها آموزش می بینند، تنها شامل نوشته های انسانی نیستند، بلکه از متن های تولیدشده توسط هوش مصنوعی و همینطور متن های تولیدی مشترک توسط انسان و هوش مصنوعی هم استفاده می شود و شاید این موضوع نگرانی هایی را در مورد توانایی آنها برای ادامه بهبود با گذشت زمان به وجود آورده است.بعضی ها از مدت ها قبل و بعد از انتشار مدلهای بزرگ جدیدتر، حس دلسردی شان را ابراز کردند و اعتقاد دارند که شرکت ها برای عمل به وعده های خود با مشکل مواجهند. صدای انسان ممکنست حتی مهم تر باشداما وقتی مردم در نوشته هایشان بیش ازحد به هوش مصنوعی وابسته شوند، چه اتفاقی می افتد؟مطالعات انجام شده در این رابطه حکایت از آن دارد که این احتمال وجود دارد که نویسنده ها با استفاده از هوش مصنوعی برای طوفان فکری، احساس خلاقیت بیشتری کنند؛ هرچند که در اکثر موارد دامنه ایده هایشان محدودتر می شود. همین یکنواختی احیانا بر سبک کاری افراد هم تاثیر گذار است؛ چون که این سیستم ها کاربرانشان را به سوی الگوهای نوشتاری مشابه سوق می دهند که موجب کاهش تفاوت هایی که به طور معمول نشان دهنده صدای فردی است خواهد شد.به علاوه پژوهشگران در نوشته های اشخاصی از فرهنگ های دیگر، متوجه تغییرهایی به سوی هنجارهای غربی و خصوصاً انگلیسی زبان شده اند که این موجب ایجاد نگرانی هایی درباره ی شکل جدیدی از استعمار هوش مصنوعی شده است. در این راستا، متونی که در آنها اصالت، لحن و قصد سبکی مشاهده می شود، احیانا به چشم رسانه ها حتی معنادارتر هم خواهند شد و احیانا نقشی حیاتی در آموزش نسل های بعدی مدلها ایفا خواهند کرد.اگر سناریوهای آخرالزمانی تر را کنار بگذارید و فرض کنید که هوش مصنوعی به پیشرفت خود (شاید با سرعتی کندتر از سرعت اخیر) ادامه خواهد داد، بطورکامل ممکنست که نوشته های متفکرانه، اصیل و تولید شده توسط انسان ارزش بیشتری پیدا کنند؛ یعنی کار نویسنده ها، روزنامه نگاران و روشنفکران صرفا بدین سبب که بخش عمده ای از وب دیگر توسط انسان نوشته نمی گردد، نادیده گرفته نخواهد شد.منبع: theconversation به طور خلاصه، شاید این به نحوی، یک نقطه عطف به نظر برسد. هر فناوری، از پوست و قلم و کاغذ تا ماشین تحریر و کامپیوتر و حالا هم هوش مصنوعی، هرکدام به نحوی در نحوه نوشتن مردم و نحوه درک خوانندگان تأثیرگذار بوده و هست. در این راستا، متونی که در آنها اصالت، لحن و قصد سبکی مشاهده می شود، احتمالا به چشم رسانه ها حتی معنادارتر هم خواهند شد و احتمالا نقشی حیاتی در آموزش نسل های بعدی مدلها ایفا خواهند کرد. 1404/09/08 11:33:04 5.0 / 5 3 تگها: آموزش , استاندارد , اینترنت , پژوهش مطلب را می پسندید؟ (1) (0) تازه ترین مطالب مرتبط هوش مصنوعی جای نویسندگان را می گیرد؟ نقش هوش مصنوعی در سودآوری کسب وکارهای الکترونیک و بازاریابی دیجیتال شیفتگی عجیب گراک به ایلان ماسک وقتی AI خالقش را ابرقهرمان می بیند! عرضه نسخه رایگان ChatGPT برای معلمان نظرات بینندگان در مورد این مطلب لطفا شما هم در مورد این مطلب نظر دهید = ۷ بعلاوه ۴ نظر دادن